سديد الدين محمد عوفى
مقدمهء مصحح 18
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بين تاينگو رئيس قراختا و سلطان محمد خوارزمشاه است كه به سال 607 هجرى اتفاق افتاده است و عوفى بايد بعد از اين تاريخ وزير را ملاقات كرده باشد ، از طرفى سجستان در آن زمان تحت فرمانروايى ملك تاج الدين حرب « 1 » و وليعهد او يمين الدين بهرامشاه بود كه در سال 612 هجرى وارث تاج و تخت پدر شد ، بنابراين اقامت عوفى در سجستان بايد در فاصلهء بين اين دو تاريخ باشد و اين موضوع مطابق است با يادداشتهاى ديگرى از سفر وى در اين شهر . آشنايان برجسته و بانفوذ او در اسفزار عبارتند از : علاء الملك ضياء الدين ابو بكر بن احمد الجامجى وزير خوارزمشاه و پسرش « 2 » كه اعمال و سجاياى پسنديدهء آنان همواره در نظر عوفى بوده و در فرصتهاى بعدى درصدد نگارش آن برآمده است . ديگر چند بيت از اشعار شهاب الدين محمد بن همام شاعر را از امام شرف الدين عنبرى در اسفزار بدست مىآورد « 3 » و با مهذب الدين منصور بن على الاسفزارى كه مىتوان گفت با بيت : ما ابصرت ايام عمرى طرفى * قرما كريما كالسديد العوفى به نام او شهرت جاودانى داده است دوستى و مجالست پيدا مىكند « 4 » . پس از آن به فره مىرسد و شرف الدين محمد بن محمد الفراهى « 5 » را ملاقات مىكند . در مركز حكمرانى سجستان با جاسوس الافلاك فريد الدين على المنجم السجزى « 6 » كه گوشهء عزلت گزيده بود دوستى مىكند و او شرح مختصرى از
--> ( 1 ) - لباب الالباب جلد اول صفحات 49 و 50 ( 2 ) - لباب الالباب جلد اول صفحات 113 تا 117 همچنين ذيل صفحه 13 سطور 35 - 38 ( 3 ) - لباب الالباب جلد اول صفحات 154 و 155 ( 4 ) - لباب الالباب جلد اول صفحات 158 - 159 ( 5 ) - لباب الالباب جلد اول صفحهء 259 ( 6 ) - لباب الالباب جلد دوم صفحهء 374